melina

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «من» ثبت شده است

روز های اول پاییز انقدر ذوق داشتیم برای قدم زدن با هم زیر باران که هر دویمان فراموش کردیم با خود چتر ببریم گفتم 

_پس چترت کو؟

+گفتی من برایت چتر میشوم 


یک هفته گذشت باز شد روز پنج شنبه قرار گذاشتیم باز دیوانه وار زیر باران قدم بزنیم من باز هم چتر نیاورده بودم ولی تو چرا 

برای اینکه خیس نشویم تمام مدت شانه ی راستم زیر باران بود در خانه که رسیدیم شانه ی چپت از من بارانی تر شده بود 




یک هفته تمام از خودمان گفتیم 




شد هفته بعد برای اینکه خیس نشوی چتر اوردم با این که هر سه بار یادم بود ولی این بار اوردم تو هو اوردی. برای این که سیم های چتر در صورت دیگری نخورد قدم هایی فاصله داشتیم 



ان باران شد اخرین باران سال 




امسال هم باران امد اما تو نیامدی خودم تنها زیر باران دویدم توی چاله چوله های پارک نزدیک خونمان پریدم باز تو نبودی بدون چتر رفتم شانه ام را خیس کردم باز تو نیامدی حال هم با چتر روی نیمکتی تشستم که خداحافظی کردی 

من از خدا خافظ خوشم نمی امد همیشه میگفتم به امید دیدار ولی این چند شب بارانی انقدر با کودکت دیدمت که در پارک بازی میکنید که میگویم تا ابد خدا نگهدار.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۶ ، ۰۹:۱۶
ملینا ...

انقدر ماسک خنده بر صورتم زده ام که گویا دیگران به فریاد های بی صدایم حسادت میکنند.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۶ ، ۲۱:۲۱
ملینا ...

دقت کردید همه بعد از یک ارامش خوب یک طوفان مشکلات به وجود میاد 

من دقیقا در طوفان به سر میبرم ولی هر چی فکر میکنم یادم نمیاد ارامش رو کی داشتم ؟؟؟؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۶ ، ۱۹:۵۱
ملینا ...
وقتی یکیو دوست داری
اگه کل دنیا هم بیان بگن اون لعنتی
 تو باز قبول نمیکنی میدونی راست میگنا
ولی
نمی خوایی قبول کنی
 چون 
تو اون لعنتیو دوست داری.
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۶ ، ۱۲:۴۶
ملینا ...

عزیزانی که تنهایم گذاشتن و هنوز عزیزمم هستند لیست کردم و به دیوار زدم نه برای ازار هایی که کردند و فراموش کردنشان بلکه برای اینکه یادم باشد هر روز به ان ها عزیزم بگویم 

خب تعدادشان زیاد است گفتم کسی از قلم نیوفتد 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۷:۴۹
ملینا ...

می خواهم از همین ساعت شخص دیگری باشم کسی که 

بی تفاوت بر همه کس و بر همه چیز 

ادمی شلوغ شاد ولی در عین حال تنها 

ادمی سنگ دل 

ادمی محکم 

ادمی بی امید 

ادمی که میخواهد تا اخرین لحظه ی عمرش زنده بماند ولی حتی لحظه ایی زندگی نکند 

ادمی که حرف هاش را خودش میداند و خودش 

میخواهم از این جا به بعد بشوم ارزوی همه 










بی تو حالم بد است مثل همیشه ولی نبودنت را بیش تر دوست دارم پس لطفا مزاحم ادم هایی که مشغول فراموش کردن شما هستند نشوید 


بگزار هنوز منتظرت باشم تا متنفر

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۶ ، ۲۳:۳۷
ملینا ...

.










چیزی واسه گفتن نیست.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۶ ، ۲۰:۲۱
ملینا ...

بغض هایت را برای خودت نگه دار گاهی سبک نشوی سنگین تری

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۶ ، ۱۴:۵۱
ملینا ...

پیشانی ام چسبیدن به سینه ات را میخواهدو...

اشک هایم خیس کردن پیراهنت را...

عجب بغض پر توقعی دارم من.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۶ ، ۱۳:۵۵
ملینا ...

خزید توی خودش و با گونه های خیس از اب نگاه کرد و هیچ را در اغوش خود فشرد و پوز خند زد به زندگی و عاشقانه مرد.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۳۵
ملینا ...